در ستایش رفتار مدنی هاله سحابی

با هم بخنیدم ، نه به هم بخندیم را هاله در عمل نشان می داد . او در جوک گفتن بسیار توانا بود . اما درهنگام جوک گفتن در میان ملی-مذهبی به جای این که از ترک و فارس ، لر و دیگران سخن آورد ، می گفت یک ملی-مذهبی رفت یا گفت یا زد …
در این نوع بیان تا سر حد امکان تلاش داشت که به کسی توهین نکند یا دیگری را در لوای لطیفه آزرده نگرداند.
این منش را با رفتار برخی که همه بدیها را به رقیب یا دشمن حواله میدهند مقایسه کنید . آن گاه در خواهیم یافت که چرا او گاندی کوچک سرزمین ما نام گرفته است.
میدانید که 12 بهمن روز تولد او بود . تولد خوبیها مبارک.
به نقل از تقی رحمانی در فیسبوک

 

Advertisements

آتئیست های افراطی وطنی و دغدغه های خُرد سیاسی!

تا چند روز پیش به روشنفکران دینی ایراد می گرفتند که چرا در قبال حکم قتل شاهین نجفی سکوت کرده اند. فرصتی شد تا معاندان ِ این جبهه فکری عرضه اندام بکنند و وسیله را به نام و به بهانه هدف توجیه نمودند و هدف را به فراموشی سپردند . گویی انسانیت و جان انسان بهانه ای بود برای یارگیری و دغدغه های خُرد سیاسی. البته بعد از مدت کوتاهی موضع گیری شفاف و روشنی در محکومیت حکم ارتداد و ترور از سوی طیف روشنفکران دینی اعلام میشود که این بار بهانه ای دیگر جور میکنند و می فرمایند که اصل ارتداد را چرا محکوم نکردند و چرا ماله کشی میکنند؟! انگارهر استدلالی که از این دسته به زبان بیایید نامش ماله کشی است. چماقیست که آتئیست های افراطی وطنی بر سر خردمندان دیندار فرود می آوردند…

بگذرید کمی این سوال مبهم را که بارها در فضای مجازی پرسیده شد بررسی کنیم :  «چرا اصل ارتداد را محکوم نکردند؟ »

در این نوشته به صراحت آمده که :

همه سخن این است که مجازات اهانت و تمسخر و تحقیر مطلقا اعدام نیست.

و یا در جای دیگر آمده که :

این سه اصل اکنون لازم و ملزوم هم هستند:

اول. آزادی انتقاد از باورهای دینی و البته غیر دینی

دوم. ممنوعیت اهانت به باورهای دینی و الحادی به مثابه «گفتار نفرت زا»

سوم. لغو مطلق مجازاتهای ارتداد و لغو کلیه مجازتهای خشن سبّ و دشنام به مقدسات بویژه اعدام.

ارتداد یعنی  از مذهب اسلام خارج شدن. آن چه که در این نوشته به صراحت و شفافیت آمده مخالفت با حکم ارتداد است وگرنه مخالفت با اصل ارتداد چه معنی میدهد؟ به هر حال ممکن است کسی از دین خارج شود و خب آن شخص به لحاظ لغوی مرتد است. نویسندگان این مطلب که کاملا با هرگونه مجازات ارتداد مخالف هستند معتقدند که گفتار نفرت زا در بسیاری از کشورهای مدرن و پیشرفته و صاحب دموکراسی و سکولاریسم ممنوع و مجرمانه است(که با منابع مستند ذکر شده است).

به رسمیت شناختن ِ حق ِ به سخره گرفتن ِ مقدسات، به معنای روا بودن اخلاقی چنین کاری نیست

نوشته زیر، کامنتِ  آقای یاسر میردامادی در فیسبوک در رابطه با ترانه جدید شاهین نجفی می باشد که با اجازه از ایشان بدون هیچ تغییری در اینجا منتشر میشود.

احتمالا حق با رونالد دورکین فیلسوف حقوق و اخلاق است که یکی از حقوق آدمیان به سخره گرفتن مقدسات (یعنی به تعبیر دقیق‌تر آن‌چه مقدسات قومی خوانده می‌شود) است. به نظرم یک مسلمان هم می‌تواند در عین التزام به مسلمانی این حق به سخره گرفتن مقدسات را به رسمیت بشناسد و مسلمان بماند ( به رسمیت شناختن این حق البته به معنای روا بودن اخلاقی چنین کاری نیست، به سخره گرفتن مقدسات یک قوم اخلاقا ناروا است اما اخلاقا ناروا بودن آن به معنای نامحق بودن فردی در ارتکاب چنین کاری نیست. درست مثل سیگار کشیدن: که به خاطر ضرر محتملی که بر بدن وارد می‌کند، اخلاقا نارواست اما کسی نمی‌تواند دیگری را از حق کشیدن سیگار به طور کل منع کند- مگر در اماکن عمومی آن هم به خاطر اضرار به غیر). از بحث کبروی (: آیا توهین به مقدسات جزو حقوق آدمیان است یا نه؟) که بگذریم، و به بحث صغروی (آیا این ترانه و متعلقات آن مثل عکس و کاورش مصداق توهین است) که بپردازیم، راستش من ترانه را امشب گوش دادم و متن پیاده شده‌ی آن‌را هم خواندم من هم مثل تو حس توهین بودن بهم دست نداد با این حال عکس روی جلد این ترانه (که گنبد امام هادی را با دست‌کاری گرافیکی سکسولوژیزه کرده و بر نوک گنبد نیز پرچم هم‌جنس‌گرایان را نصب کرده) به نظرم سخره‌ی غیرحرفه‌ای و بی‌ذوقانه‌ای آمد. این کار را اگر کسی با معبد هندویان هم بکند، محکوم به همین حکم سخره‌ی بی‌ذوقانه و سخره‌آمیز است.

پی نوشت : انتشار این مطلب لزوما به معنای تایید کامل آن نیست.

 

توهین به مقدسات و ضرورت رعایت اخلاق مسلمانی

مردد بودم که در مورد اتفاق اخیری که در جامعه مجازی ایران رخ داد مطلبی بنویسم! این موضوع آنقدر بنظرم بی اهمیت بود که دلیلی برای نوشتن در مورد آن نمی دیدم . یک خواننده رپ ایرانی که پیش از این علاقه ای هم به او نداشتم شعر و آهنگی توهین آمیز درمورد مقدسات شیعیان خوانده  … ولی این موضوع در محیط مجازی خصوصا فیسبوک خیلی حساسیت برانگیز شد تا جایی که عده ای بشدت رنجیدند که البته با بی احترامی هایی بعضا همراه با تهدید همراه شد.

نمی دانم ایشان به چه انگیزه ای اینچنین عده ای را رنجانید … البته تمام نگرانی من برای دموکراسی و فردای آزاد ایران است وگرنه دامان دین با با چنین شیوه ای آلوده نمی گردد. من به مذهبی هایی می اندیشم که با چنین روش نامبارک و تفرقه آمیزی از دموکراسی بیزار میشوند و به استبداد دینی پناه می برند. آنها قطعا به این خواهند اندیشید که اگر دموکراسی و آزادی عقیده و بیان این است ، ارزانی خودشان !

به هر حال از همه‌ی دوستان مذهبی به خشم آمده تقاضا میکنم به ایشان بی احترامی نکنید . اخلاق اسلامی ایجاب میکند که ما در برابر توهین ، توهین نکنیم – آیه قرآن در این رابطه داریم ، سوره النساء آیه 140 : و البته [خدا] در كتاب [قرآن] بر شما نازل كرده كه هر گاه شنيديد آيات خدا مورد انكار و ريشخند قرار میگيرد با آنان منشينيد تا به سخنى غير از آن درآيند چرا كه در اين صورت شما هم مثل آنان خواهيد بود خداوند منافقان و كافران را همگى در دوزخ گرد خواهد آورد.

 

گونتر گراس، برنده جایزه نوبل ادبیات : اسرائیل صلح جهانی را تهدید می کند

لوموند : برنده جایزه نوبل ادبیات ، گونتر گراس هشتاد و چهار ساله ، در دفاع از ایران شعری را با ادعای اینکه اسرائیل صلح جهانی را تهدید می کند سرود. این شعر با عنوان » آنچه باید گفته شود» در روزنامه‌ی پرتیراژ زوددویچه تسایتونگ منتشر شده است. اسرائیل بشدت نسبت به این موضوع واکنش نشان داد. امانوئلسن لاشن نفر دوم سفارت اسرائیل در برلین در واکنش به این ادعا میگوید : آنچه باید گفته شود، سنت و رسم اروپایی هاست که قبل از عید پسح، یهودیان را سرزنش می کنند. این مقام اسرائیلی، از اینکه کشورش تنها کشوری در دنیاست که در مورد موجودیتش پرسش قرار می گیرد اظهار تاسف کرد و تضمین داد که اسرائیلی ها می خواهند با صلح در کنار همسایگانشان در منطقه زندگی کنند. همچنین وزیر امور خارجه آلمان ، بدون نام بردن از گراس گفت : کوچک شماردن خطر برنامه های هسته ای ایران برابر با انکار جدی بودن وضعیت است.

هانا شلابی ؛ گرسنگی برای عدالت

بعد از چهل و سه روز ؛ هانا شلابی ، بانوی فلسطینی شکستن اعتصاب غذای خود را پذیرفت. این فعال فلسطینی بیش از دو سال است که بدون محاکمه در زندان های اسرائیل به سر می برد. در اکتبر سال پیش ، در ازای معاوضه زندانیان فلسطینی با یک سرباز اسرائیلی آزاد شده بود. اما مجددا در شانزدهم فوریه بازداشت شد. شبکه تلویزیونی آرته ، رپرتاژی را در این باره تهیه کرده است.

حمله همه جانبه بخاطر انتقاد به رضا پهلوی

شخص پرستی آن چنان بین طرفداران سلطنت (از نوع مشروطه و مطلقه اش) نهادینه شده که بازخورد آن را در واکنش به یک مطلب انتقادی  به رضا پهلوی می بینیم. خاندان پهلوی این روزها شدیدا درباره منابع مالی و ارتباطش با پرویز ثابتی ، شکنجه گر ساواکی دوران پدرش ، مورد پرسش و نقد رسانه ها و وبلاگ نویسان قرار می گیرند . در حالی که این موضوع برای کسی که همواره تلاش میکند در رسانه های فارسی تیتر اول باشد(خصوصا پس از حصر رهبران جنبش سبز) کاملا عادی است. ارتباطی به خط امام و جرس و اصلاح طلبی و غیره هم ندارد. همه خوب می دانند که این برچسب ها از سوی یاران وفادار مشارالیه برای فرار از پاسخ گویی و فرار رو به جلو است. این انتقادات به رضا پهلوی وارد است و دلیلی هم برای خشم و پریشانی ندارد. آنکه حسابش پاک است از محاسبه چه باک است؟ حقیقت ماجرا این است که پاسخ های ایشان به هیچ عنوان قانع کننده نبوده و علامت های سوال بسیاری در اذهان مردم ایران نسبت به این خاندان وجود دارد. از شبهات نسبت به منابع مالی و درآمد ایشان بگیرید تا مشاوران و نزدیکانشان.