آیا پیامبر ولایت مطلقه داشت؟
15/12/2011 ۱ دیدگاه
شاید این روزها این سوال در ذهن ما ایجاد شود که آیا پیامبر اسلام هم ولایت مطلقه داشت؟ آیا اطاعت از او واجب بود؟ با اندکی مطالعهی در قرآن و بررسی تفسیر آیات متوجه خواهیم شد که خدا برای پیامبر خود چنین حقی را قائل نبوده است . در آیهی دوازده سورهی تغابن خداوند مسلمانان را به اطاعت از خویش و رسولش «دعوت» می کند و بلافاصله صریحا می گوید که اجباری در این اطاعت وجود ندارد .
سورهی تغابن ، آیهی دوازده :
در المیزان نیز این آیه چنین تفسیر شده :
اگر شما از اطاعت خدا در آنچه از دين تشريع كرده ، و يا از اطاعت رسول بدان جهت كه ولي امر شما است در آنچه به شما دستور ميدهد اعراض كنيد ، رسول ما نميتواند شما را مجبور بر اطاعت كند ، براي اينكه او مامور به اين رفتار نشده بلكه تنها مامور شده كه رسالت خدا را به شما برساند ، كه رسانيد.

متاسفانه شیوه ی شما در برداشت از آیات این هست که یک آیه ای رو مطالعه می فرمایید و به نزدیک ترین برداشتی که به ذهن تون می رسه حکم می کنید ، در وهله ی اول پیشنهادی که به شما دارم اینه که بیشتر دنبال مطالعه باشید تا قضاوت و حکم کردن ، هنوز برای چنین کاری زوده و اما اشتباهاتی که بنظر من از طرف شما در این قضیه رخ داده از این قراره:
اولا شما تعبیری که از «ولایت مطلقه» دارید درست نیست ، ولایت مطلقه به این معنی نیست که اطاعت از شخص ولی برهمگان اجباری ست . ولایت مطلقه یعنی شخص ولی در مطلق ِ امور یا بعبارت دیگه در تمام امور مسلمین ولایت داره در مال و جان و ناموس و غیره ، ولایت غیر مطلقه که فقها بهش قائل هستن فقط ولایت در مال اونم قسمتی از مال میشه مخصوصا ولایت در اموری که بهش حسبیه می گن بنابراین قید مطلقه به این معنی ست. ثانیا به دلالت این آیه توجه نکردید ، دلالت این آیه اینه که وقتی پیامبر میاد پیام خدا رو ابلاغ می کنه به مردم که پیام همان اسلام هست مردم می توانند بپذیرند می توانند نپذیرند ، اگر پذیرفتند و مسلمان شدند سعادتمند هستن و اگر نپذیرفتن در ضلالت و گمراهی و نتیجه اش هم عذاب. در تاریخ هم پیامبر کسی را مجبور به اسلام نکرد حتی خلفای راشدین هم چنین کاری نکردن مردم همواره مخیر بودند بین پرداخت جزیه و اسلام آوردن . اما اگر کسی اسلام رو بپذیره دیگه اختیار نداره به استناد آیه 36 سوره احزاب که خداوند می فرماید «هيچ مرد مؤمن و زن مؤمن (مسلمان) را سزاوار نيست كه وقتى خدا و رسولش امرى را صادر فرمودند، باز هم در امور خود، خود را صاحب اختيار بدانند» بنابراین وقتی کسی مسلمان شد و اسلام آورد و ولایت پیامبر رو قبول کرد دیگه اختیاری در اموری که پیامبر و خدای او درش صاحب نظرند نداره برای مثال اگر خدای پیامبر و پیامبر حکم کنند که حجاب واجب است ، نماز واجب است ، روزه واجب است هیچ مسلمانی حق و اختیار مخالفت باهاش رو ندارند و اگر چنین کنند باهاشون برخورد میشه . که در تاریخ هم چنین برخوردهایی از طرف پیامبر و امام علی موجوده اینکه کسانی محرمات رو انجام میدادن یا واجبات رو ترک می کردند هم گناه می کردند و هم با اونها برخورد می شد. آیه ی لا اکراه فی الدین هم به همین سیاق است یعنی اکراهی در اختیار کردن دین نیست هرکسی خواست اسلام رو می پذیره و نخواست نمی پذیره اما اگر پذیرفت دیگه حق نداره در اموری که شارع در اونها حکم کرده حکم متفاوتی کنه علامه طباطبایی در تفسیر المیزان مفصلا در ذیل آیه ی مورد نظر این بحث رو مطرح کرده ، بنابراین به شما پیشنهاد می کنم به این زودی حکمی نکنید و اون رو ترویج نکنید که معصوم فرمودند برای گمراه کردن مردم توبه ای پذیرفته نیست مگر اینکه تمام کسانی که گمراه شدن رو مطلع و برگردونید