آتئیست های افراطی وطنی و دغدغه های خُرد سیاسی!
تا چند روز پیش به روشنفکران دینی ایراد می گرفتند که چرا در قبال حکم قتل شاهین نجفی سکوت کرده اند. فرصتی شد تا معاندان ِ این جبهه فکری عرضه اندام بکنند و وسیله را به نام و به بهانه هدف توجیه نمودند و هدف را به فراموشی سپردند . گویی انسانیت و جان انسان بهانه ای بود برای یارگیری و دغدغه های خُرد سیاسی. البته بعد از مدت کوتاهی موضع گیری شفاف و روشنی در محکومیت حکم ارتداد و ترور از سوی طیف روشنفکران دینی اعلام میشود که این بار بهانه ای دیگر جور میکنند و می فرمایند که اصل ارتداد را چرا محکوم نکردند و چرا ماله کشی میکنند؟! انگارهر استدلالی که از این دسته به زبان بیایید نامش ماله کشی است. چماقیست که آتئیست های افراطی وطنی بر سر خردمندان دیندار فرود می آوردند…
بگذرید کمی این سوال مبهم را که بارها در فضای مجازی پرسیده شد بررسی کنیم : »چرا اصل ارتداد را محکوم نکردند؟ «
در این نوشته به صراحت آمده که :
همه سخن این است که مجازات اهانت و تمسخر و تحقیر مطلقا اعدام نیست.
و یا در جای دیگر آمده که :
این سه اصل اکنون لازم و ملزوم هم هستند:
اول. آزادی انتقاد از باورهای دینی و البته غیر دینی
دوم. ممنوعیت اهانت به باورهای دینی و الحادی به مثابه «گفتار نفرت زا»
سوم. لغو مطلق مجازاتهای ارتداد و لغو کلیه مجازتهای خشن سبّ و دشنام به مقدسات بویژه اعدام.
ارتداد یعنی از مذهب اسلام خارج شدن. آن چه که در این نوشته به صراحت و شفافیت آمده مخالفت با حکم ارتداد است وگرنه مخالفت با اصل ارتداد چه معنی میدهد؟ به هر حال ممکن است کسی از دین خارج شود و خب آن شخص به لحاظ لغوی مرتد است. نویسندگان این مطلب که کاملا با هرگونه مجازات ارتداد مخالف هستند معتقدند که گفتار نفرت زا در بسیاری از کشورهای مدرن و پیشرفته و صاحب دموکراسی و سکولاریسم ممنوع و مجرمانه است(که با منابع مستند ذکر شده است).

